پیرامون ادبیات پیرامونی

من شاعر تناقض های بزرگم

له و علیه جامعه نیستم

ورای جامعه هستم

"علی عبدالرضایی"

در اینکه تاویل یک متن می تواند به تعداد مخاطبان آن متن باشد شکی نیست اما دایره ی این تاویل در تعریفی که آن متن از خودش به دست داده مشخص می شود. این نوع تاویل، وفادار ترین تاویل به متن است که هیچ نگاهی به بیرون از متن نداشته و در صدد کشف پنهان ترین زوایای متن پیش رو می پردازد. همانطور که ارجاع به خارج از متن نوعی ارتجاع متنی است که سالها گریبانگیر ادبیات ما بوده، تاویل فرامتنی نیز بیماری دامنگیر مخاطب ما به خصوص در برهه هایی از تاریخ مشوش سیاسی بوده و هست. هم از این رو است که شاعران بزرگ ایران زمین در زمان خود چندان که باید درک و شناخته نشده اند زیرا که شعرشان در چنبره ی عناصر غالبا اجتماعی - سیاسی عصر خود زمینگیر و زمانگیر شده است. و عجبی نیست که قرن ها بعد از فردوسی و حافظ و سعدی است که کرسی های متعدد فردوسی شناسی و حافظ شناسی و سعدی شناسی پدید می آید.

عاشقانه ترین لحظات شاهنامه ی حکیم توس را ندیدن و حماسی خواندن وی، و یا سیاسی ترین شعرهای حافظ را ندیدن و تغزلی نامیدن او از همین "عقب ماندگی" تاریخی حکایت دارد.

 

چندی ست که کلیپ بسیار جالبی از شعر "پدر خوانده" در سطح وسیعی در شبکه ی اینترنت منتشر شده که مرا نیز به عنوان شاعر آن تحت تاثیر قرار داده است. با اینکه سازندگان این کلیپ را نمی شناسم و در واقع بدون اجازه و موافقت من دست به چنین کاری زده اند، از آنها سپاسگزارم و آفرین بر خلاقیت و درک بالای شعری شان می گویم.

این کلیپ با استفاده از تصاویر متعددی از جنبش اعتراضی مردم ایران، از یک شعر کاملا اروتیک، یک "قصیده" ی سیاسی ساخته است!! یعنی تاویل شعر را از ساحت درون متنی خارج ساخته و با ارتباط های بینامتنی و پیرامتنی با ساحتی متفاوت و متباین، اثر دیگری آفریده که دیگر نمی توان گفت اثر رضا شنطیا!

و به این ترتیب بار دیگر مرا به این نظر مطمئن تر ساخت که اگر ادبیات امروز ایران را یارای رقابت با ادبیات جهان نیست، صرفا به خاطر اوضاع نابسامان سیاسی دو قرن اخیر بوده است و بس. جایی که مخاطبش انتظار آیینه نمایی از ادبیات سرزمینش داشته باشد، اهمال! شاعرانش را خود جبران می کند؛ چه با سرود "دیو چو بیرون رود فرشته درآید" و چه با کلیپ "پدر خوانده"

 

/ 20 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمید رضوی

سلام من با یه غزل به روز هستم. خوشحال میشم از نظراتتون استفاده کنم.. لطفان به وبلاگم سر بزنید تنها بمان و سوختنم را نگاه کن آبی چشم های تو اتش نشان من... rzv.blogfa.com

داريوش معمار

رضا عزيز سلام با وب اسطبل ويژه مجموعه شعر جديدم شامل نقدهايي كه بر آن نوشته شده به روزم. لطفاً سر بزنيد، بخوانيد و نظر بدهيد. دوست گرامي در صورت امكان اين وب را جهت كمك به من براي معرفي كتاب در وب خود معرفي كنيد و لينك آن را در فهرست پيوند هايتان قرار دهيد از لطف شما بسيار ممنونم.

حمید رضوی

با يک غزل بک روزم و بي صبرانه منتظر نظراتتون اي دختر شالي .. نرو شهري نشو بگذار دهکوره ها از شهر ها اباد تر باشند

ساراناصرنصیر

سلام. از دیدن خواندن دوباره تان خرسندم. با یک غزل به روزم و منتظر. تا بعد...

مهر

حالا که نوشتن ِ این شعر را به پایان برده ام ( وَ صد افسوس ! آخر داشتم خیلی خیلی حال می کردم باهاش ! ) ، مانده ام که این متن ِ پُر سر وُ صدای چند دهانه را چه گونه می شود خواند ؟ این جا با متنی سر وُ کار داریم که به گونه ای همزمان ، جورواجور نویسی را ( بدون تقدم وُ تاخر ) در بافتی دیداری پیش می برد . شکی نیست که تجربه ی منحصر به فردی ست در قلمرو شعر ِ چند صدایی . به این دلیل که لحن ها و سامانه های زبانی و حتا نظرگاه های گوناگونی این متن را پدید آورده اند و چون فرم ِ شعر ( فرمی که در واقع از یک فرم ِ آموزشی رایج وام گرفته شده و نام ِ شعر نیز بر آن تاکید دارد ) ، پس زمینه ی مناسبی برای حضور و نقش آفرینی ِ این عناصر گوناگون فراهم کرده ... .. .. .. چهارجوابی ها ( با حاشیه ها و ضمیمه هایش ) !

مریم کرمانی

سلام دوست من با یه شعر از غاده السمان به روزم دعوتید به خواندن در باغ گیلاس

مرتضی عابدپور لنگرودی

سلام. قاضي کن ای مومن کلاه داوری را بس کن نمایش های این بازیگری را سی سال و اندی میشود ـ بازی گرفتیم سلول های خسته ی خاکستری را........... منتظر نظرات شما هستم. موفق باشید.

سید علیرضا رئیسی

با سلام و عرض ادب و احترام مطلب جالبی بود خواندم و بهره بردم قلمت مانا تنت توانا تونستی به من هم سربزن