شاعرانِ هشت

شعر و عشق و آزادی

ارزش ورزشی یا ورزش ارزشی؟!

پیش درآمد:

کیهان را دوست دارم. کیهان همیشه به طرزی هوشمندانه به مهمترین دغدغه های ذهنی من می پردازد؛ فقط در تجزیه و تحلیل نهایی، درست 180 درجه برعکس من نتیجه گیری می کند.

مثلا در آخرین اظهار نظر هوشمندانه اش به جشنواره ی گل ایران در برابر فلسطین هجوم برده و آن را دور از منش پهلوانی و مهمان نوازی می داند. کیهان به طرزی هوشمندانه خطاب به بچه های تیم ایران می گوید که اگر در برابر تیم "ملی" فلسطین نمی خواستید ببازید لااقل با آنها مساوی می کردید! و در ادامه منّت به سر آنها گذاشته و می گوید: همان یک گل کافی بود! بخوانید

کیهان با این مطلب، برد هفت بر صفر ایران مقابل فلسطین را بدون اینکه بخواهد در برابر امتناع ورزشکاران ایران در رویارویی با ورزشکاران اسرائیل قرار می دهد و عنوان می کند که برای "حمایت از مردم مظلوم فلسطین" نباید در برابر تیم فوتبال آنها جشنواره ی گل به راه می انداختیم.

در واقع کیهان درست زد وسط خال! این پیروزی مفتضحانه! درست روی دیگر سکه ی شکست های مقتدرانه! در برابر اسرائیل است.

 

درآمد:

عدم رویارویی ورزشکاران ایرانی در برابر نمایندگان اسرائیل در میادین مختلف، به دلیل دشمنی نظام ایران با آن کشور نیست؛ چه اگر چنین بود، ما باید از رودررویی با 84 کشور جهان سر باز می زدیم.

این عدم رویارویی تنها به این خاطر است که ما اسرائیل را به عنوان یک "کشور" به رسمیت نمی شناسیم تا با نمایندگان ورزشی اش مبارزه کنیم. و معلوم نیست چرا در صحن علنی سازمان ملل برای نمایندگان کشورهای دیگر سخنرانی می کنیم در حالی که یکی از همین نمایندگان از کشور اسرائیل است! و اصلا معلوم نیست چرا ما در سازمان مللی نماینده ی دائمی داریم که اسرائیل را به عنوان یک کشور به رسمیت می شناسد و اتفاقا فلسطین را یک کشور مستقل نمی داند.

باری! عدم رویارویی با حریف اسرائیلی در حالی صورت می پذیرد که مسئولان نظام مقدس مان علاقه ی زیادی برای رویارویی با رژیم اسرائیلی از خود نشان می دهند.

آخرین رویارویی ورزش ایران با ورزش اسرائیل بعد از انقلاب بر می گردد به اولین رویارویی آن ها بعد از انقلاب! و این در سال 1983 میلادی یعنی 1362 خورشیدی بود.

بیژن سیف خانی کشتی گیر تیم ملی فرنگی ایران با نتیجه ی هفت بر چهار حریف اسرائیلی خود یعنی رابینسون کوناشویلی را در مسابقات جهانی کیف شکست داد و مشت محکمی بر دهان استکبار غاصب زد!

پر تیراژترین روزنامه ی ورزشی آن روزگار یعنی کیهان ورزشی عکس بیژن سیف خانی را منتشر کرد و علیرغم اینکه وی به مقامی بهتر از نهمی دست نیافت، او را قهرمان واقعی نامید و پیروزی اش در برابر کشتی گیر اسرائیلی را کمتر از طلا ندانست.

اما ناگهان علی اکبر ولایتی وزیر وقت امور خارجه ی ایران شبانه دستور بازگشت فوری کاروان کشتی را صادر کرد، در حالی که هنوز مسابقات کشتی آزاد شروع نشده بود.

باری! آن روز قهرمان واقعی کسی بود که در برابر اسرائیل پیروز شود و کمتر از بیست و چهار ساعت بعد قهرمان واقعی تبدیل شد به کسی که در برابر اسرائیل حاضر نشود و شکست را بپذیرد!

و به این ترتیب "بازندگی" در برابر "رسمیت" بخشیدن به ملیت اسرائیل ترجیح داده شد.

و این موضوع همواره از سوی مسئولان نظام به عنوان "حمایت از مردم مظلوم فلسطین" قلمداد می شد و ورزشکاران ارزشی ما هم به ظاهر اعتراضی نداشتند و لااقل در مصاحبه هایشان از حرکت آرمانی خود دفاع می کردند و اگر تاسفی هم بود تاسف به بخت و قرعه بود نه عدم حضور در برابر رقیب اسرائیلی.

اگر چه در چند سال اخیر به علت حرفه ای شدن ورزش کشور، از گوشه و کنار اعتراض هایی توسط ورزشکاران نسبت به این قانون نانوشته شنیده می شود اما وقتی می شنویم که مسعود اشرفی دبیر کمیته پارا المپیک ایران که در توزیع مدال های مسابقات پارا المپیک 2008 پکن به گردن ورزشکار اسرائیلی مدال آویخت و با وی دست داد، مجبور به استعفا می شود؛ و یا پیامد داوری محمدرضا مینوکده بین جودوکار روس و اسرائیلی برکناری وی از تمام سمت هایش است معلوم است که این اعتراض های محفلی راه به جایی نخواهد برد.

هر چند دیگر مثل گذشته دلیل عدم رویارویی ورزشکاران ایرانی در برابر ورزشکاران اسرائیلی، "حمایت از ملت مظلوم فلسطین" عنوان نمی شود؛ چه در این صورت تیم های ایران با محرومیت جدی روبرو می شوند. بنابراین "تمارض" بهترین حربه برای این سیاست خارجی نظام مقدس است تا دروغ را نیز به جهانیان صادر کنیم  و نسخه ی ارزشهای دروغین را برای ورزشکارانمان بپیچیم. این روزها درد آپاندیس و سرماخوردگی شدید و باد فتق، به داد ملت فلسطین می رسد و اگر روزی ثابت شود که عدم حضور ورزشکاران ایران به دلایل غیر ورزشی بوده، محرومیت کل کاروان یا تیم را به همراه خواهد داشت که این روز خیلی دیر نیست.

 

اوج:

ایران در مهمترین جدال ورزشی خود با اسرائیل در 29 اردیبهشت 1347 در ورزشگاه امجدیه (شیرودی) با نتیجه ی دو بر یک اسرائیل را شکست داد و قهرمان مسابقات شد. آقای خامنه ای بعدها در سال 62 در مصاحبه ای تلویزیونی از آن قهرمانی به عنوان بهترین خاطره ورزشی خود یاد کرد و گفت: "آن روزها طلبه جوانی بودم که به تهران آمده بودم. جو عمومی در تهران علیه تیم اسرائیل بود و بعد از مسابقه هم مردم شادی خود را از این پیروزی نشان می دادند. در تاکسی هم راننده می گفت دیدید چه طور به آن ها گل زدیم. که این نارضایتی ملت از همکاری شاه با اسرائیل را نشان می داد"

 

فرود:

اینک تیم ملی فوتبال ایران این شاهزادگان پارسی در برابر تیم ملی فلسطین جشنواره ی گل به راه انداخت و این بار با هوشیاری تمام از تجربه ی دستبند سبز استفاده کرد و در نیمه ی اول فقط یک گل به فلسطین زد تا با دستورات حاکمان نظام مقدس در رختکن و بین دو نیمه مواجه نشوند.

به نظر من این برد شیرین در راستای "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" و رجحان شادی ملت ایران بر شادی هر ملت دیگری بود. بعد از این مسابقه هم مردم شادی خود را از این پیروزی نشان می دادند. در تاکسی هم راننده می گفت دیدید چه طور به آن ها گل زدیم...

یادمان باشد که پیروزی هفت بر صفر ایران در برابر فلسطین، آن هم در یک بازی "دوستانه" در آستانه ی رقابتهای مقدماتی جام جهانی و مسابقه با تیم بحرینی صورت گرفت که یک بار با دستورات همین نظام مقدس در برابرش باختیم تا به جام جهانی صعود نکنیم.

 

حالا یک بار دیگر مطلب کیهان در مورد برد تیم ملی فوتبال ایران در برابر تیم ملی فوتبال فلسطین را بخوانید. اینجا

 

  
نویسنده : رضا شنطیا ; ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠