شاعرانِ هشت

شعر و عشق و آزادی

سنگ گوری برای يك شاعر

 

می خواست بخواند

بخواند

تا به فراموشی بسپارد

زندگی واقعی

دروغين اش را

و به ياد آرد

زندگی دروغين حقيقی اش را

شاعر همه دورانها: اکتاویو پاز

 

امروز روز اول بی مهری ست!

دو هفته ی پیش تلفن زدم دانشکده ی خراب شده مان که ببینم ثبت نام ورودی های 77 کی است؟ خانم امید _ مسئول آموزش _ گفت: صبح بخیر! هفته ی پیش بود!

حالا قرار است امروز بروم و جزو متاخّرین ثبت نام کنم. آخرین درس تخصصی ام را که حقوق مدنی8 بود، دو ترم پیش پاس کردم و حالا برای گذراندن 6 واحد لعنتی (تربیت بدنی1و2، تاریخ اسلام و انقلاب اسلامی!!) باید یک ترم دیگر هم در آلکاتراز سر کنم!

آیا زندگی هنری واقعا یک تجربه ی دایم است؟

آیا نزدیکی ما با مفاهیم زمانی رُخ می دهد که رهایشان کنیم؟

آیا همه چیز از قبل تعیین شده و ما فقط وقت می گذاریم تا تصویر فعلی مان بر تصویر مقدّر منطبق شود؟

آیا من امروز به عکّاسم نزدیکتر شده ام؟

نمی دانم! و می چسبم به همین نمی دانم؛ مثل حفاظ نرده ها!!

 

  
نویسنده : رضا شنطیا ; ساعت ۸:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ مهر ۱۳۸٢
تگ ها :