شاعرانِ هشت

شعر و عشق و آزادی

به جای خداحافظی

 

مرکوری؛ سیاره ای که هدایت من بر عهده ی اوست!

                               « مرکوری؛ سیاره ای که هدایت مرا بر عهده دارد!»

 

 

 بیست و پنج سال پیش در چنین روزی، جهان را مرتکب شدم و حتما هنوز جوانم!

 وقتی که فکر می کنی، می بینی واقعا بیست و پنج سالگی اوج جوانی ست؛ اما کمی دقت کن!

 دقت می کنم...

 من حالا ربع قرن زندگی کرده ام!

 بیشتر دقت کن!

 نه! خدا را!

 من - از امروز به بعد -  در نیمه ی دوم عمرم به سر می برم.

 

 از امروز می توانید تا ده بشمارید؛ اگر برنخاستم... ناک اوت و خلاص!

 و اگر بلند شدم... یکی طلبتون!

 

  

  
نویسنده : رضا شنطیا ; ساعت ٢:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸۳
تگ ها :


 

 

کافران را دوست می دارم - از این وجه که دعوی دوستی نمی کنند.

 

می گویند « آری - کافریم، دشمنیم. »

 

اکنون، دوستیش تعلیم دهیم، یگانگیش بیاموزیم.

 

اما این که دعوی می کند که « من دوستم » و نیست، پُر خطر است.

 

شمس تبریزی

 

 

 

  
نویسنده : رضا شنطیا ; ساعت ۳:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ شهریور ۱۳۸۳
تگ ها :