شاعرانِ هشت

شعر و عشق و آزادی

يا هشت

من مثل هشت ام    روی دو پای خودم می ايستم وَ به اوج می نگرم؛ مثل ۸

 

بعد از چند هفته محرومیت از شبکه، بالاخره دوست خوبم - سهیل - آمد و کامپیوترم را درست کرد. در وبگردی های شبانه ام، سری هم به کافه کلمه زدم. از رضا حیرانی شنیده بودم که عده ای بی نام و نشان، روز و شب به من فحش می دهند و تهمت های عجیب و غریبی می زنند. این بود که یک گلایه نامه برای کافه کلمه فرستادم و خودم هم تصمیم گرفتم تا وبلاگ شاعرانِ هشت را که قبلا هک شده بود، احیا کنم تا دیگران، دشنام هایشان را همین جا نثار من کنند. به قول زرین پور:

      «دیوانگان هم آنقدر گناه دارند / که خود را سزاوار سنگ کودکان بدانند»

حالا که صحبت از زرین پور شد بد نیست یادی از او بکنیم که این روز ها حتما حال خوشی ندارد. بهزاد در شرایطی دستگیر شد که می خواست تا آخر شهریور نخستین شماره ی هفته نامه ی فرهنگی، ادبی، هنری «نیما» را منتشر کند. نشریه ای که صاحب امتیاز، مدیر مسئول و سردبیرش زرین پور است. اگر چه دستگیری زرین پور ربطی به فعالیتهای ادبی او نداشت ( و به همین خاطر نمی توان این اقدام را در روند پروژه ی تخریب دانست)؛ ولیکن سکوت کانون نویسندگان در برابر یکی از اعضای خود و همچنین سکوت شاعران هم نسل او جای تاسف عمیق است. البته چند وبلاگ و همچنین دوـ سه سایت در حد خبر به این دستگیری اشاره کرده اند ولی هیچ نامه ی رسمی از طرف نویسندگان صادر نشده است!! چند کانال تلویزیونی خارج از کشور نیز که خبر دستگیری زرین پور را اعلان کردند، وی را به عنوان روزنامه نگار روزنامه ی «آسیا» معرفیدند! واقعا این روزها روزهای تنهایی ماست. من که می خواهم کلماتم را بردارم و از فارسی بروم!

  
نویسنده : رضا شنطیا ; ساعت ٤:٥۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٢
تگ ها :